نظریه های مختلف مربوط به ارتباط همگانی - ارتباطات جمعی - تعادل رسانه ها - بافت فرهنگی- مذاکره چهره ا
1. نظریه تعامل گرایی نمادین از جرج هربرت مید
هرگونه برخورد با اشیا و انسان ها و قرار گرفتن در جریان یک رویداد، معانی گوناگونی را به ذهن افراد متبادر می کند. فرد با استفاده از این معانی است که به ارتباط با دیگران دست می زند. به عنوان مثال زمانی که یک در برخورد با یک نفر شاهد بی توجهی او هستیم، احساس ناخوشایند حاصل از این ارتباط در ما پایدار می ماند و در ارتباط مجدد با آن فرد بروز می یابد. حتی اگر فرد مورد نظر به دلایلی چون بگو، مگوی خانوادگی یا ناموفقیت های کاری که ربطی به ما ندارد، در نخستین ارتباط به ما بی توجه باشد اثر این برخورد در روابط بعدی با او تاثیر گذار خواهد بود.
به عبارت دیگر زمانی که معانی افراد، اشیا و رویدادها را در ذهن خود تفسیر می کنیم، اطمینان داریم که این توصیف شخصی در ارتباط آینده، به صورت اتفاقی واقعی بروز می یابد.
این نظریه تصویر هر فرد از خودش را نیز شامل می شود. روابط انسان با خود و با دیگران آینه ای است از نمادی که فرد از خود، در ذهن خویش دارد.
از آنجا که فرآیند تفسیر افراد، اشیا و رویدادها با استفاده از مهارت های فکری و زبانی صورت می گیرد، می توان گفت بدون زبان و تفکر احساس بودن و حضور اجتماعی در جامعه و میان افراد وجود نخواهد داشت.
مثال:زهرا دانشجوی ادبیات است، او که به دلیل اجبار والدین و علی رغم علاقه باطنی خود رشته انسانی را در دبیرستان انتخاب کرده، به طور درونی اعتقاد دارد انسان بی استعداد و کم هوشی است و در مقایسه با دیگر هم رشته ای هایش در دانشگاه، از بهره هوشی کمتری برخوردار است.
او از برقراری ارتباط با دیگران می ترسد زیرا عقیده دارد، در برخورد با دیگران از نظر اطلاعات عمومی و دانش فردی پایین تر است و ممکن است دیگران او را تحقیر کنند.
زهرا همیشه تنها است. همکلاسی ها نیز او را فردی منزوی و ناتوان می شمارند که همواره از جمع دوری می کند. استادان نیز با مشاهده کم رویی های این دانشجو به این نتیجه رسیده اند که او از یک کمبود درونی رنج می برد، کمبودی که او را از برقراری ارتباطی سالم با دوستان و همسالان منع می کند.
بر اساس نظریه تعامل گرایی نمادین، زهرا با توجه به تصویری که از ناکامی خود در ذهن دارد، از برقراری ارتباط با دیگران دوری می کند.
نظریه نفوذ اجتماعی( آلتمن و تایلر(
بر اساس این نظریه صمیمیت میان افراد به تدریج شکل می گیرد، در اثر مرور زمان افزایش پیدا می کند، از حالت تصنعی خارج می شود و در رفتارهای واقعی طرفین رابطه نسبت به هم بروز می یابد.
افزایش این صمیمیت، نفوذ بیشتر افراد در هم و نزدیکی بیشتر میان آنها را به دنبال دارد. در نهایت افزایش نزدیکی میان افراد، به شناخت دقیق تر آنها از یکدیگر می انجامد. در این شرایط افراد به کوچکترین نشانه های رفتاری طرف مقابل واکنش نشان می دهند.
گفتنی است افزایش صمیمیت بیش از هرچیز از طریق خودافشاگری (خودگشودگی) حاصل می شود.
مثال:خانواده الف و ب، به تازگی به ساختمانی جدید اسباب کشی کرده اند. لیلا و شبنم دو دختر این دو خانواده هستند، هردو هم سن و سالند و از قضا در یک مدرسه ثبت نام کرده اند.
همزمان با آغاز سال تحصیلی با هم آشنا می شوند. آنها هر روز صبح یکدیگر را در راه پله های ساختمان می بینند، به روی هم می خندند و سلام می کنند.
رابطه آنها مدتی در همین حد باقی می ماند تا اینکه روزی به پیشنهاد لیلا با هم به مدرسه می روند و در طول مسیر درباره مدرسه با هم حرف می زنند.
بعد از مدتی قرار می گذارند با هم به مدرسه بروند، رابطه آنها مدتی در همین سطح می ماند، اما شش ماه بعد آنها به دوستانی صمیمی بدل شده اند که به منزل یکدیگر رفت و آمد دارند و داستان روابط خانوادگی و خصوصی ترین خاطرات خود را با هم در میان می گذارند. صمیمیت آنها طی یک سال تحصیلی، روز به روز افزایش می یابد.
**نظریه فریبکاری میان فردی از بولر و بورگن
بر اساس این نظریه انسان ها در اغلب روابطشان با دیگران، افرادی فریبکار و دروغگو به شمار می آیند. البته ادامه رابطه و برقراری ارتباط در طولانی مدت، سبب می شود طرفین رابطه شناخت بیشتری از یکدیگر به دست آورند. این افزایش شناخت (اضافه بار شناختی) سبب رسوا شدن فریبکار می شود. اما در اغلب موارد افراد به دلیل اعتمادی که در اثر برقراری ارتباط و پیشینه ذهنی از طرف دیگر رابطه (یعنی همان فرد فریبکار) در ذهن دارند، رفتار او را جدی نمی گیرند و اعمال زشت او را به گونه ای دیگر در ذهن خود توجیه می کنند. در چنین شرایطی است که فریبکار می تواند با پیش گرفتن رفتاری توجیهی، سوء ظن طرف دیگر رابطه را کاهش دهد. مثال:مریم و شاهین دو ماه است که با هم ازدواج کرده اند. شاهین پیش از ازدواج با خرید جواهر، لباس های گران قیمت و دعوت مریم به رستوران های بسیار شیک، سعی داشت مراتب احترام و علاقه خود به همسر آینده اش را اعلام کرد. در این مدت مریم نیز با مشاهده رفتار محبت آمیز شاهین به او اعتماد کرد و زندگی مشترک آنها بر مبنای این ارتباط شکل گرفت. پس از برپایی مراسم عروسی، با وجودی که چند روز از آغاز زندگی مشترک نگذشته بود، بهانه گیری های شاهین آغاز شد. او عقیده داشت مریم نباید بیرون از خانه کار کند و با همکارانش که مردانی غریبه بودند، ارتباط داشته باشد. شاهین دوست نداشت مریم به تنهایی و بدون او برای خرید لباس و وسایل مورد نیازش از خانه خارج شود، علاوه بر این ها او اجازه نمی داد مریم مانند گذشته از لباس های رنگ روشن استفاده کند. از سویی مریم به واسطه شناختی که پیش از ازدواج از همسرش داشت، همه این محدودیت ها را به حساب علاقه بی اندازه شاهین می گذاشت. اما با گذشت چند سال از زندگی مشترک، مریم به فریبکاری همسرش پی برد و فهمید کارهای شاهین پیش از ازدواج تنها برای سرپوش گذاشتن بر ناراحتی های روانی و درونی اش بوده و می خواسته اعتماد مریم را جلب کند
**نظریه تعادل رسانه ها از ریویس و ناس
بر اساس این نظریه مردم با رسانه های ارتباطی جدید به گونه ای رفتار میکنند که گوئی جزئی از موضوعات ضروری روزمره ی آنهاست.بنا براین اصول،ارتباطات میان فردی تثبیت شده نیز پاسخهائی را برای رایانه ها و تلویزیون طرح و پیش بینی میکنند. از این رو،تعادل رسانه ها پاسخی ناخودآگاه و خود بخودی ست که بطور طبیعی و نه به شکل بازخوردی رخ میدهند زیرا،مغز تکامل یافته ی ما انسانها نسبت به سایر موجودات به ندرت میان تجارب واسطه ای و زندگی واقعییمان تمایز قائل می شود.سنت روایت این نظریه اجتماعی – روان شناختی ست.
فیلمهای مرتبط با این نظریه: هوش مصنوعی ، آوالون،نمایش ترومن/
- پارادایم روایتی
نظریه پارادایم روایتی که توسط والتر فیشر مطرح شد بیان میکند انسان ها موجوداتی قصه گو هستند و منطق روایتگری مقدم بر منطق سنتی بکار رفته در مباحث است. منطق روایتی، یا منطق دلایل خوب، مبتنی براین است که مردم اعتبار گویندگان رابر اساس چگونگی انسجام روایت های آنان و میزان وفاداری شان به حقیقت ارزیابی میکنند
تبادل افکار ، عقاید و فرهنگ ملتها توسط رسانه ها و ابزار ارتباطی
نظریه مذاکره چهره ای از تینگ تومی : بر اساس این نظریه در موقعیتهای درگیری ، نگرانیهای متقابل و چهره ای مردم در فرهنگهای مشترک سبب می شود که انها با اجتناب ، تعهد یا افشاگری با دیگران برخورد کنند از طرفی ، نگرانیهای چهره ای مردم در فرهنگهای فردی موجب می شود آنها چهره خود را با حالات نفوذمندانه ، بیان احساسات ، ابراز خشونت منفعل به صورتی مطلوب ارائه دهند . این نظریه صورت فرهنگی ، روانی و اجتماعی است ( آدم برفی ، آیرون ، سیرک ، متخصص و... )
نظریه رمزهای گفتاری از فیلیپ سن : بر اساس این نظریه و با توجه به بحث قوم نگاری ارتباطات می دانیم که تمام فرهنگ ها ، رمز گفتاری منحصر به فردی دارند که جامعه شناسی و بلاغت را شامل می شود به این ترتیب معنی رمز کفتاری به وسیله گوینده ها و شنونده ها تعیین می شود لذا استفاده ماهرانه از رمز و کد می تواند گفتگوها را تشدید ،پیش بینی و کنترل کند . سنت روایت این نظریه اجتماعی و فرهنگی است .
بافت فرهنگی گروه خاموش از چیرس گرامر : براساس این نظریه اهداف زبان انسان یا بشر برای تعریف ، تحقیر و نادیده انگاشتن زنان به کار آمده است زیرا زنان در جمع دارای قدرت بیان کمتری نسبت به مردان هستند از طرفی این عقیده وجود دارد که واژه ها و هنجارهای مورد استفاده آنان توسط مردان ابداع شده است . وقتی زنان از آرام بودن و آرامش دست می کشند مردان پس از مدت زمان کوتاهی موقعیت یا نفوذ خود را درجامعه حفظ خواهند کرد . سنت روایت این نظریه انتقادی است . نکته جالب اینکه در خصوص نظریه گروه خاموش و رسانه ها بویژه رادیو و تلویزیون این است که دیگر یک رسانه به صرف تخصص زنانه محکوم به همکاری با این قشر انسانی نیست و می بینیم که بیشتر رسانه های دنیا بار دیگر با مردسالاری به حیات خود ادامه می دهند .
نظریه کاشت (جورج گربند)
تلویزیون در عصر جدید به یک راوی اجتماعی مبدل شده است. که قصه گویی و روایت سازی عصاره محتوای جذابیت آن است . از این نظریه بینندگان –مخاطبان و تماشاگران تلویزیونی به شکلی لجوجانه و سر سخت خشونتهای باز تولید شده تلویزیونی را به دقت می بینند و باوری افراطی در یک دنیای هراس آور و دهشت آلود را در ذهن و وجود خود می کارند.به این ترتیب جریان قالب یا mainstreaming و شدت و ضعف 2 فرآیند ارتباطی هستند.که از پرتوی آن توده ی مردم یکسان و یک دست و هماهنگ بی تفاوت در برابر تصویر بار می آیند.در این زمینه نیم رخ خشونت انعکاس یافته ها را طوری تفسیر کرد که هر گاه با آن مراجعه می شویم در میا بیم که رسانه خشونت یا داستان پرخاش جویانه را به ارمغان آورد.
سنت روایت این نظریه: اجتماعی-فرهنگی,اجتماعی-روان شناختی است.
فیلمهای مربوطه برای درک بهتر نظریه: دنیای دیوانه ی دیوانه ی دیوانه , حضور, جاسوس دو جانبه,اولین خون
ایرانی: تقاطع, خط قرمز,اعتراض
نظریه جبر گرایی رسانه ای
مک لوهان با طرح این نظریه معتقد بود تأثیرات تکنولوژی در سطح نظریات و فرضیات اتفاق نمی افتند، بلکه آنها نسبت های بین حواس یا الگوهای تصورات ذهنی ما را به طور مداوم و بدون هیچ گونه مقاومتی تغییر می دهند. به عبارت دیگر مهمترین تأثیر رسانه های جمعی این است که عادات، تصورات و نحوه تفکر مخاطبان را تحت تأثیر رسانه های جمعی این است که عادات، تصورات و نحوه تفکر مخاطبان را تحت تأثیر قرار می دهند. برای نمونه، چاپ بر حس دیداری تأثیر می گذارد. در عین حال چاپ، شیوه تفکر ما را تحت تأثیر قرار داد. و آن را خطی، مرحله ای، منظم، تکراری و منطقی کرد. در واقع چاپ، انسان را وادار کرد که تفکر را از احساسس جدا کندف چاپ انسان را به تخصصی شدن و تکنولوژی هدایت کرد. (مک لوهان، 1964)
نظریه کاشت
جرج گربنر و همکارانش در مطالعات دراز مدت درباره تأثیر تلویزیون موفق به ارائه نظریه «کاشت» شدند. تحقیق او نشان می دهد که در آمریکا تلویزیون تبدیل به بازوی فرهنگی جامعه شده است و عضو اصلی خانواده به شمار می رود. او تماشاگران تلویزیون را به دو دسته «ضعیف» و «قوی» تقسیم کرد و دریافت که بینندگان قوی روزانه بیش از چهار ساعت تلویزیون تماشا می کنند و منبع اصلی همه گونه اطلاعات، اندیشه ها و آگاهی های آنان این رسانه است، بنابراین در معرض همه گونه پیام های تلویزیونی قرار گرفتن و تأثیر پذیری از آنها همان چیزی است که گرنبر نام آن را «کاشت» نهاده است در واقع کاشت به معنای القای یک جهان بینی مشترک، و نقش های مشترک است. (گرنبر، گروس، 1976، ص 26)
**نظریه نمایش گرایی از کنث بورک
بر اساس این نظریه زندگی یک نمایشنامه است بنا براین 5 عنصر ارتباطی یعنی کنش ,صحنه, کار گزار (نماینده) و هدف ابراز اصلی برای کشف انگیزه های یک سخنران یا یک گوینده است .بنا براین مضمون نهایی بلاغت یا سخن وری نوعی جبران تقصیر و رفع کمبودها است . لذا بدون شناسایی مخاطبان یا دریافت کنند گان پیام و حتی خود گوینده یا سخنران ,اقناعی وجود نخواهد داشت . سنت روایت این نظریه بلاغی و اقناعی و نشانه شناسانه است.
فیلمهای مربوطه برای درک بهتر نظریه: ملکم, هاری کن , دادگاه نورمن برگ ایرانی: حسن کچل (علی حاتمی),ابرو آفتاب(محمود کلاری), پدر(مجید مجیدی)